السيد محمد حسين الطهراني
356
الله شناسى (فارسى)
فرموده است : « كبير در اينجا به معنى عظيم است از باب « كَبُر » بالضّمّ يعنى عظيم ، نه از باب « كَبِر » بالكسر يعنى سنّش بالا رفت و پير شد . وصف كبير در اين جمله انحصار بر « هو » دارد ، يعنى اوست فقط و فقط موجود كبير متعال . زيرا مُسند معرّف به لام ، افادهء حصر در مسندٌاليه را مىنمايد همانطور كه در علم معانى مقرّر گشته است . « 1 » و بر اساس همين حصر معنى و مفهوم مسند است در مسندٌاليه ، مناجاتى كه أمير المؤمنين عليه السّلام به بارگاه حضرت ربوبى عرضه داشتهاند : مَوْلَاىَ يَا مَوْلَاىَ ! أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلَ وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّلِيلَ إلَّا الْعَزِيزُ ؟ « 2 » « اى مولى و آقا و سيّد و سالار من ! اى مولى و آقا و سيّد و سالار من ! عزّت انحصار به تو دارد و تنها تو هستى كه عزيز مىباشى ؛ و ذلّت انحصار به من دارد و تنها من هستم كه ذليل مىباشم ! و آيا معقول است كه بتواند ترحّمى بر ذليلِ به تمامِ معانى ذلّت بياورد ، مگر عزيزى كه به تمام معنى داراى عزّت بوده باشد » ! ؟ شيخ أحمد احسائى ، مبدأ دو فرقهء شيخيّهء كريمخانيّه ، و بابيّهء بهائيّه است شيخ أحمد احسائى ، از شدّت تنزيه حقّ ، در دام تفويضِ بحت گرفتار آمده و شيخ أحمد احسائى ربط حق را با اشياء بريده است شيخ أحمد احسائى ، مبدأ و ريشهء دو فرقهء شيخيّهء كريمخانيّه ، و بابيّهء بهائيّه ؛ با تنزيه صِرف حقّ تعالى ، در دام تفويضِ بحت گرفتار آمده است . شيخ أحمد احسائى صريحاً قائل است كه صفات حقّ تعالى از علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و سائر صفات كماليّهء وى همه حادثاند و مخلوق ، و ابداً ربطى و ارتباطى با ذات اقدس او ندارند . و حقيقت آنها همان اسماء
--> ( 1 ) « شرح الاسماء » ص 151 ، ضمن تفسير فقرهء 4 ( د ) از آن دعاى مبارك . ( 2 ) « البلد الامين » كفعمى ( طبع سنگى 1383 ) ص 319